تبلیغات
سفرنامه

سفرنامه
 
قالب وبلاگ

برای رفتن از باكو به تفلیس دو راه وجود دارد یا با هواپیما كه تقریبا یه پرواز 50 دقیقه ای است و یا قطار كه قطار هم ارزونتر است و هم جالب تر. چون حداقل با قطار بین دو كشور سفر كردن برای اولین بار جالب است.

برای تفلیس ( البته تفلیس به زبان فارسی و تركی این جوری تلفظ میشود. اصل اون تبیلیسی( Tbilisi) است.) دو نوع قطار وجود دارد. قطار معمولی و یا قطار راه ابریشم. اولیش هر روز حركت میكند و هر صندلی 12 شیروان ( با احتساب حق صدور بلیط كه یه پول زور و الكی است) یا 25 دلار است. هر كوپه 2 صندلی یا تخت دارد و بلیط را فقط با پاسپورت  و حضور صاحب پاسپورت  صادر میكنند. ایستگاه قطارش هم دقیقا عین ترمینال جنوب تهران ولی  15 سال پیش است.

مثل بقیه جاها مامورین قطار اكثرا خانم هستند كه دقیقا عین دربان جهنم تشریف دارند ( تو هواپیما شون مهماندارهای مردش هم از خانمهایش خوشگلترند)

 

 قطار نوع دوم یا راه ابریشم سه روز در هفته حركت دارد و قیمتش 140 دلار است ( یك كوپه اختصاصی با خدم و حشم ). یك قطار سوپر لوكس و اشرافی ولی خوب ارزشش را ندارد. واسه خوابیدن روی تخت ابریشم دوزی شده و راه رفتن روی قطار پاركت شده  و از این جور قرطی بازیها آدم اینقدر پول بدهد.

 

قطار معمولی ساعت 8:30 راه می افتد. اولش پاسپورتها را جمع میكنند و با بلیطها كنترل می كنند. ( بعد پس می دهند). حدودا 12-15 ساعت تا تفلیس راه است. حدود صبح ساعت 6-7 به مرز میرسد. پاسپورتها را جمع می كنند تا مهر خروج بزنند. بعد می ایند و قطار را میگردند. تازه سگ مواد یاب هم دارند.

 بعد دوباره قطار راه میافتد و در سمت گرجی باز برای كنترل پاسپورت نگه میدارد. خارجی ها رو سخت تر كنترل میكنند ( حالا بماند كه زبان نمی فهمند – البته مشكل اونهاست.  برن انگلیسی یاد بگیرند ! ) . ایستگاه قطار تفلیس وسط شهر قرار دارد. قطارش نسبتا قابل قبول است البته بجز دستشویی اش. درموردش هیچ چیزی نمیگم كه حالم ازش بهم میخوره. خداییش ما ایرانی ها خیلی در این زمینه ها از اینها تمیزتریم. آخه دستشویی كه نه آب دارد و تازه باید بعد از اینكه كار تموم شد به پدال را فشار بدهی كه ..... دستشویی است؟ من ترجیح دادم تا ایستگاه قطار صبر كنم وپا اون تو نزارم.

 

گرجستان كشوری با طبیعت سر سبز. دقیقا مثل شمال ایران و در میان جلگه است. كشوری كه بعد از استقلال از روسیه سقوط كردو اقتصادش نابود شد. بیكاری 80% و در آمد ماهانه ماكزیمم 120 دلار در بهترین حالت!.

 بعد از استقلا دولت فاسد شواردناتزه كشور را به سمت پرتگاه هل داد و فساد اداری همه جا فرا گرفت . باعث ور شكستگی صنعت شد تا اینكه حدودا سال پیش مردم در انقلابی كه به نام انقلاب رز معروف شد. دولت را پایین كشیدند. دلیلی كه به آن انقلاب رز می گویند این بود كه همه با یك شاخه گل رز جلوی كاخ ریاست جمهوری جمع شدندو اعتراض كردند. ارتش هم با مردم بودو بدون اینكه قطره ای خون از دماغ كسی بچكد دولت سقوط كرد و دولت بعدی سر كار آمد كه ظاهرا با میراث دولت قبلی باید دست و پنجه نرم كند.

از اون موقع هم پرچم عوض شد.

 

 برای اینكه بتوان میزان فقر را تجسم كرد اینكه تنها خیابان بدون چاله  تفلیس خیابان جرج بوش است كه به سمت فرودگاه میرود و حاج آقا پول اسفالتش را داده. و اینكه در شهر تقریبا هر 10 متر به 10 متر میتوان فروشگاه  لباسهای دست دوم پیدا كرد. مهمترین صادرات و مظهر اونها شراب است.

از سال 1992 در منطقه آبخازیا در شمال غربی كشور نا آرامی وجود دارد كه همه اش از گور این روسها بلند میشود و باعت شده آب از گلوی مردم پایین نرود. در منطقه ای دیگه به اسم (Tskhilnvali)   اگه اسمش رو تونستین بخونین ! هم ناآرامی وجود دارد.

مذهب هم ارتودوكس است و تقریبا هنوز ریشه هایش را حفظ كرده به طوری كه شهر پر از كلیسا است. می گویند مسیحیت را بانویی به اسم سنت نینو به گرجستان آورده كه صلیب ان به شكل صلیب عادی نیست و به آن صلیب سنت نینو میگویند كه در آن دو بال صلیب افقی نیست بلكه به سمت پایین است ( شبیه هواپیما). چیز جالبی كه دیدم كه اكثر افراد وقتی از كنار كلیسا رد می شن یه صلیب می كشن و یه چیز زمزمه میكنند و موقع خروج از كلسیا تقریبا همون كاری كه ما تو مشهد موقع خروج از حرم می كنیم انجام میدهند.

 

 در دامنه كوهی مشرف به شهر مجسمه بزرگی از یك زن است كه دریك دست یه شمشیر و در  دست دیگر یك جام دارد كه به آن مادر گرجستان میگویند. و در كنار كلیسایی به نام( ناری گالا ) قرار دارد.

 

مترویش هم دقیقا مثل باكو بود. اونجا چند نوع تاكسی قرار دارد. یك تاكسی تویوتا كه همه ماشینهایش تویوتای قرمز و بیسیم است.( ما فقط اجازه داشتیم سوار این نوع تاكسی شویم و پشت قبض را امضا می كردیم كه بعد به حساب اداره شارژ بشه)

 

 بقیه تاكسی ها اكثرا باید باهاشون نرخ رو اول طی می كردی كه واقعا برای ماها مفت بود.( 1000 تومن برای یك مسیر مثل میدان راه آهن تا ونك). و جالب اینكه معمولا برای جوانها نگه نمیداشتند چون ممكن بود وقتی به مقصد رسیدند پول ندهند !!

 

واحد پول گرجستان لاری است كه هر 100 تتری یك لاری است. در مقایسه با ایران یك لاری 500 تومن میشود. توی هر سوراخ سمبه ای هم پول میشود تبدیل كرد. دقیقا مثل باكو.

 

 قیمت مواد غذایی  مثل قیمتهای ایران است و تقریبا اكثر چیزها وارداتی هستند. افراد زیادی به دستفروشی مشغولند – گدا هم زیاد است.

 

یكی از چیزهای جالب اونجا این بود كه بقدری سگ وجود داشت كه اگه با چوب لای شاخه های درختها رو می تكوندی سگ پایین میافتاد. اصولا از هر 3 نفر یكی با سگ است.

 

خیابانها قدیمی و زیاد تمیز نیستند. قشنگترین و خیابان اصلی شهر اسمش روستاولی است. سنگفرش و محلی كه تمام اپراهاو دانشگاهها اونجا هستند. دقیقا مثل خیابون ولیعصر. روزهای یكشنبه تردد برای خودروها ممنوع بود و خیابان پر آدم بود. دختر و پسر .

 

نسل جوون اونا عموما انگلیسی بلدند كه این جای شكر دارد. بدبختی این است كه الفبای گرجی جزو 14 الفبای رایج دنیا است ( مثلا لاتین – عربی – چینی – ژاپنی –كره ای یا روسی هر كدوم  یك نوع الفبا هستند كه حروفشان با هم فرق میكنند  ) الفبای اینها هم دقیقا مثل الفبای پهلوی و به قدمت 3000 سال است. یه مشت حروف شبیه پنجه!

 

بنزین قیمت وحشتناكی دارد1.7 لاری ( حدود یك دلار) . به همین دلیل زیاد ماشین تردد نمی كند. شهر بین دو كوه محاصره شده كه بالای هر دو كوه یه دریاچه وجود دارد. كه در یاچه بزرگتر به عنوان مخزن آب شهر استفاده میشود.

 

اگه روزی گذرتون به تفلیس افتاد حتما نوعی غذا به اسم ( كاچابوری ) را امتحان كنید. یك جور نون كه وسطش پر پنیر است. من در عرض 2 روز 12 تكه از این نون به ابعاد یه پیش دستی رو خوردم!! قیمتش هم ارزون است . خیلی هم طرفدار دارد. اگه نخورده بخواهید از كشور خارج شوید توی پاستون مهر خروج نمیزنند !!

 

اونجا توی خیابون یه جور نوشیدنی میفروشند كه من زیاد خوشم نیومد. حدود 8-10 قیف شیشه ای محتوی شربت غلیظ كه نوع نوشیدنی رو انتخاب میكنی و بعد اونو با آب رقیق میكنند البته در لیوانهایی به تمیزی لیوان  آب زرشك فروشهای میدون خراسون و دروازه قزوین.

 

 یك غذای باحال دیگه پنیر سرخ شده بود كه داخل ظرفهای سنگی درست میكنند. پنیر آب شده كه باید سریع تمومش كرد و گرنه می ماسد و صد البته شراب گرجی !! اشتباه محض است كه این یكی رو آدم از دست بده. یه نوع شراب هم هست كه داخل مشك به فروش میرد كه باید قطره قطره اش را مزه مزه كرد. چون وحشتناك عالی و البته گرون است.

 

سینمای جالبی هم به چشمم نخورد ولی تا دلتان بخواهد پوستر آرش و نوار و سی دی این بابا رو دیدم. جالب اینكه تو گرجستان كپی رایت وجود داره.

 

یكی از مایه های افتخار اونجا باله ملی گرجستان است . یكی از بهترین اجراهاشون تو پاریس روی دی وی دی هست به نام افسانه گرجی بقیه فیلمبرداری ها جالب نیست.

یه چیز دیگه كه خیلی اونجا طرفدار دارد نوعی ظرف برای نوشیدن شراب است .یك شاخ توخالی گاو و یا گاومیش  كه دهنه و انتهایش با فلز پوشیده شده و یه زنجیر برای آویزون كردن دارد. اسمش قا آنجژی ( یك ساعت تمرین كردم تا بتونم  اسمش رو بگم ن و ج و ژ ساكن تلفظ می شوند.) فلسفه اش هم این است كه تا زمانی كه خالی نشده ظرف را پایین نگذاری ( چون میریزد).

 

گرجستان  در آستانه ورود به اتحادیه اروپا است برای همین پرچمشان را همیشه به اتحادیه اروپا كنار هم میگذارند.

 

 همو سكشوالی به رسمیت شناخته شده و كلوبهایی هم وجود دارند.

 

نحوه روبوسی هم خیلی جالب بود فقط یك بوس !! چون مثلا توی آذربایجان دو بوس-  توی تركیه هم دو بار ولی مثلا توی ایران 3 بوسه رایج است ( تاحالا دقت كرده بودین !!)

 

بلیط برگشت هوایی را باید تلفنی از دفتر هواپیمایی آذربایجان ( آذاربایجان هوا یولاری AHY ) در باكو رزرو كرد ( چه جوری؟ فوت و فن دارد كه سری است ) اگه از ایران بخواهید بلیط برگشت را بخرید حدود 320 هزارتومن هزینه اش میشود ولی اینجوری 180 تومن یا 200 دلار ( و باید بصورت دلار هم پرداخت كنید).

 فرودگاه تفلیس زیاد بزرگ نیست و مجهز البته خط هوایی آذربایجان هم همینطور. حالا بماند كه برای ماها ( كارمندای این سازمان بشر دوستانه ) مسافرت با این خط ممنوع است و برای سفر فقط باید با هواپیمای تركیش میرفتم استانبول بعد می آمدم تهران ولی خوب من یواشكی با آزال ایر اومدم. از هواپیمایی آذربایجان در مسیر تفلیس –باكو ( اونا بهش میگن پرواز داخلی)  نباید انتظار سرویس دهی خوبی داشت. پذیرایی توی اتوبوسهای سیر و سفر به مراتب بهتر و شیكتر از این پرواز است. ولی پرواز خارجی شیك و تر تمیز است. فرودگاه باكو برخلاف انتظاری كه ازش میره نسبتا شیك و تر تمیز است ( تازه سگ هم دارن) كه توش یك كلوپ هم داره. یه چیز كه خیلی بدم اومد اینكه اونجا  باید موقع سوار شدن و بازرسی كفشت را هم در بیاری .

پرواز ترانزیت تفلیس –تهران 4 ساعت  معطلی دارد و تقریبا همیشه 9:30 شب به زمین می نشیند.

 

تفلیس خیلی خاطره انگیزتر بود. باز هم میروم !

 

 

 
برگرفته از وبلاگhttp://aftabmahtab.persianblog.ir

[ پنجشنبه 5 شهریور 1388 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ mohammad ad ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب